اگه یادتون باشه توی » این پست » براتون گفتم شعر ها و دکلمه های پیش دبستانم رو خوب یادم میاد … یکی دیگه از دکلمه هایی رو که اون دوران اجرا میکردم رو دلم میخواد امروز، که بی مناسبت هم نیست براتون اینجا بذارم .
بد نیست از خانوم مظهری ، معلم پیش دبستانمم یادی بکنم و تشکر به خاطر یاد دادن این شعر های زیبا ، شعر هایی که مدتها بعد از یاد گیریشون معنیشون رو میفهمیدم .
علی را چه بنامم؟
علی را چه بخوانم؟
ندانم ، ندانم
ثنایش نتوانم ، نتوانم
علی دست خدا بود
علی مست خدا بود
علی را چه بنامم؟
علی را چه بخوانم؟
ندانم ، ندانم
ثنایش نتوانم ، نتوانم
خدا خواست که خود را بنماید
در جنت خود را به رخ ما بگشاید
علی ره به همه خلق نشان داد
علی رهبر مردان صفا بود
علی آینه ی پاک خدا بود
علی را چه بنامم؟
علی را چه بخوانم؟
ندانم ، ندانم
ثنایش نتوانم ، نتوانم
علی گرچه خدا نیست
ولیکن ز خدا نیز جدا نیست
برو سوی علی تا که وفا را بشناسی
ببر نام علی تا که صفا را بشناسی
اگر آینه خواهی که ببینی رخ حق را
علی را بنگر تا که خدا را بشناسی
چه گویم سخن از او ؟ گه نگنجد به بیانم
ندانم که سخن را به چه وادی بکشانم
ندانم ، ندانم
ثنایش نتوانم ، نتوانم
علی مرد حقیقت ، علی شاه طریقت
علی مرهم دلهای خراب است
ره کوی علی راه ثواب است
علی را چه بنامم؟
علی را چه بخوانم؟
ندانم ، ندانم
ثنایش نتوانم ، نتوانم
شعر از : مهدی سهیلی

محمّد گفت،
نوامبر 26, 2010 در 12:18 ب.ظ.
چقدر خوبه که شعرهای دوران کودکی رو هنوز به یاد داری


چه شعر خوبی هم یادتون دادن معلم پیش دبستانیتون
————————————–
البته باید میگفتم که تقریبا 50 این دکلمه رو از یاد برده بودم و به لطف نت برای خودم یادآوری کردم
در مورد خانم مظهری ، برام جالبه که این شعر ها رو اون موقع بهمون یاد میداد !